كشورش بازگشت؛ در 1216، دوباره به جنوب فرانسه، سپس به مصر، فلسطين1 و شام رفت؛ در 1218، در بيتالمقدس بود، و در 1220، در دمشق؛ سرانجام وقتي در بصره بود تصميم گرفت به اسپانيا بازگردد، در حدود 1230، بدانجا رسيد و پيش از 1235، درگذشت.
آثار زيادي از عربي به عبري ترجمه كرد، كه مهمترينش عبارتاند از:
1) رسالهٴ جالينوسي مجعولي در باب روح، در حدود 1200.
2) حنينبن اسحاق: كلماتالحكماء (متن عربي گم شده). از آخرين آثار او بود.
3) عليبن رضوان: مقالهٴ ((در باب تربيت)). رسالهاي اخلاقي منسوب به ارسطو. حرزي به خواهش عزرا بن يهودا بن ناتانيل آن را ترجمه كرد.
4) حريري: مقامات. تنها قسمتي از مقامهٴ اول و بيست و شش مقامهٴ بعدي باقي است.
قسمتي از آن ترجمه و قسمتي اقتباس است. حرزي پس از اتمام آن تصميم گرفت رسالهٴ مستقلي بدان صورت تأليف كند؛
¿ شمارهٴ 9.
5 ـ 7) ابن ميمون: 5) ترجمهٴ ناقص كتابالسراج، شرح ابن ميمون بر مشنه. از نخستين كارهاي حرزي بود (حدود 1196 ـ 1197). ظاهراً فقط مقدمهٴ عمومي و پنج فصل اول از باب اول را ترجمه كرده است.
6) دلالةالحائرين. اين ترجمه پس از مراجعت از سفر اول پرونس و پيش از عزيمت به شرق صورت گرفت و خيلي روانتر از ترجمهاي است كه اندكي پيش از آن (1204)، سمويل بن تِبّون انجام داد. وي واژهنامهٴ اصطلاحات فني و فهرست مطالب بر آن اضافه كرده است. معاصرانش بر آن سخت تاختند، و سرانجام، تحتالشعاع ترجمهٴ سمويل قرار گرفت؛ با اين حال در انتقال فلسفهٴ ابن ميمون نقش مهمي داشت، چون مبناي نخستين ترجمهٴ ناشناس لاتيني قرار گرفت كه بسياري از حكماي الهي لاتيني از آن بهرهمند شدند و آگوستينو كريستينياني نسخهٴ تهذيبشدهٴ آن را در 1520، در پاريس منتشر كرد. همچنين اساس ترجمهٴ كاستيلي پدروي طليطلي بود2.
7) مقاله فيالمعاد. به نظر ميرسد كه اولين بار، سمويلبن تِبّون آن را از عربي به عبري ترجمه كرده، سپس يوسفبن يوئيل از عبري به عربي برگردانده، و سرانجام، حرزي از عربي به عبري ترجمه كرده است.
8) ششت بنونيست (نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم): رسالهٴ در باب بيماريهاي زنان.
مهمترين تأليفاتش عبارت است از: